محمد مهدى ملايرى

421

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اختلاف روشها سرچشمه مىگيرد بىمناسبت نخواهد بود كه در اين‌جا كه بنا هست به علل و عوامل تاريخى مؤثر در زبان فارسى اشاره شود به اختلاف اين‌دو روش هم با مقايسه و سنجش آن‌دو توجه كنيم . نخستين اختلافى كه بين اين‌دو روش به چشم مىخورد در املاى كلمات است . در زبان عربى كلماتى كه از زبانهاى ديگر و از آن جمله از زبان فارسى گرفته شده اگر داراى حروفى بوده‌اند كه صدا يا مخارج آن حروف در زبان عربى وجود نداشته ، يا اگر هم وجود داشته اعراب آنها را با صدايى ديگر كه بيشتر منطبق با طبيعت زبانشان بوده تلفظ مىكرده‌اند در نوشتن هم آن حروف را به همان حروفى كه مخارج آن را داشته‌اند و به آن تلفظ كرده‌اند تبديل نموده‌اند ، و بدين‌ترتيب در گفتن و نوشتن كلمه‌ها هيچ‌گونه اختلافى پديد نيامده و به همان‌گونه كه كلمه‌اى را تلفظ كرده‌اند نوشته‌اند ، مثلا وقتى « چرم » را از فارسى گرفته‌اند و چون صداى « چ » را نداشته‌اند آن را در گفتن به « ص » تبديل كرده و « صرم » گفته‌اند . در نوشتن هم « صرم » نوشته‌اند ، نه آن‌كه « چرم » بنويسند و « صرم » بخوانند . ولى در زبان فارسى با آن‌كه بعضى از مخارج حروف عربى مانند « ع » و « ح » و « ص » و « ض » و بقيه حروفى كه در دستورهاى زبان ذكر كرده‌اند وجود ندارد ، و در گفتار هم اين حروف به حروف ديگرى كه صداى آنها در زبان فارسى هست تبديل مىشوند يعنى « ع » به « أ » و « ح » به « ه » و « ص » به « س » و « ض » به « ز » و ساير حروف هم به حروف نزديك به آنها ، معذلك در نوشتن اين كلمات آنها را با همان حروف عربى كه تلفظ نمىكرده‌اند نوشته‌اند نه با حروفى كه تلفظ مىكرده‌اند . و نتيجهء اين‌دو روش اين شده كه كلمات فارسى هيچ‌گونه اشكالى در املاى عربى به وجود نياورند ، زيرا اعراب همه را با تلفظ خودشان خوانده و نوشته‌اند ، ولى كلمات عربى براى املاء فارسى دشوارىهايى ايجاد كردند و باعث شدند كه در خط فارسى براى يك صدا چند علامت به وجود آيد و تشخيص اين‌كه آن صدا را با كدام‌يك از آن علامتها بايد نوشت بستگى به حفظ و ممارست فراوان و درك معنى صحيح كلمات دارد ، و اين كار نه تنها